۱۳۸۶/۳/۲۳


امروز ديگه واقعا" حاليم شد که آدما هيچ کاري رو جز براي لذت خودشون نمي کنن

حالم بهم مي خوره ازشون وقتي مي بينم واسش فرق نمي کنه طرفش کيه! فقط قربوني مي کنه

مث قصابي که واسش اصلا" مهم نيس گوسفندي که زير دستشه مال کيه و کجا چريده فقط سرشو مي بره و پولشو مي گيره

گوسفند بودن اصلا" حس خوبي نداره

مخصوصا" اگه قصابا دوستات باشن و چاقويي که روي گلوت گذاشتن حاصل اعتماد و اشتباهاتت باشه