یه عادتِ بدی که جدیدا یه عده پیدا کردن اینه که همینجوری واسه "رابطه" تعریف ارائه بدن
این "رابطه" هم که طبق معمول داستانِ یه عشقه بین دو نفر
بعد خب تعریف کردن یه همچین چیزی مثل این می مونه که بگی عشق یه چیزه، مثلِ کتلت مثلا
من یادِ آقای ش. می افتم وقتی به هرکس که بیشتر واسه رادیو پکیج دُرُس می کنه یا خبر می زنه می گه آفرین آقا امروز جنس های شما زیاد بود. حالا بگذریم از این که کیفیت کار میاد پایین و رادیو اصلا کارش کُپی پِیست کردن نیست و... و... و
می خوام بگم وقتی زور می زنی از یه چیزِ تعریف نشدنی یه تعریف بسازی گند می زنی به هویت و طبیعت اون چیز
می خوام بگم روابط رو باید زندگی کرد نه تعریف
می خوام بگم نه عشق نه هیچ دوستی ای کالا نیست، لمس کردنی نیس، قانون بر نمی داره، تعریف کردنی هم نیس
اینا رو باید حس کرد، بعد با حسش زندگی کرد و لذت برد، همین
باور کن
این "رابطه" هم که طبق معمول داستانِ یه عشقه بین دو نفر
بعد خب تعریف کردن یه همچین چیزی مثل این می مونه که بگی عشق یه چیزه، مثلِ کتلت مثلا
من یادِ آقای ش. می افتم وقتی به هرکس که بیشتر واسه رادیو پکیج دُرُس می کنه یا خبر می زنه می گه آفرین آقا امروز جنس های شما زیاد بود. حالا بگذریم از این که کیفیت کار میاد پایین و رادیو اصلا کارش کُپی پِیست کردن نیست و... و... و
می خوام بگم وقتی زور می زنی از یه چیزِ تعریف نشدنی یه تعریف بسازی گند می زنی به هویت و طبیعت اون چیز
می خوام بگم روابط رو باید زندگی کرد نه تعریف
می خوام بگم نه عشق نه هیچ دوستی ای کالا نیست، لمس کردنی نیس، قانون بر نمی داره، تعریف کردنی هم نیس
اینا رو باید حس کرد، بعد با حسش زندگی کرد و لذت برد، همین
باور کن
۱ نظر:
مي ايم تووبلگتون ،بقولي دوستي فكر مي كنم برق رفته ،مي زارم چشمام به تاريكي پس زمينه عادت كنه ومي خونم ،يكي ،دوتا ،....ده تا شايد ازسربيكاري وشايد هم .... ، دلم نمي ايد خارج شم ولي اين كار مي كنم ومي خوام درهمين ابتدا درخواست كنم نور اطاقتت كمي روشن كن نكنه زير دست وپا له شي
ارسال یک نظر